زين العابدين شيروانى
مقدمه و پيشگفتار 63
رياض السياحة ( فارسى )
صرف علم نيست و شرط عمده عمل است و تحصيل يقين و معرفت لازم است نه اكتفاء به عادت و تعبد بر قول ديگران بيت از محقق تا مقلد فرقهاست * كآن يكى كوه است و آن ديگر صداست و هم عمدهء مقصود تهذيب نفس و كسب ملكات حميده و پاكى از صفات رذيله است و خلاصه « ملا شدن چه آسان آدم شدن چه مشكل » . اين بود كه هر چه دنبال علماى ظاهرى مىدود و بمحضر ايشان مىرود نشانى از مقصود نيافته مدتى هم به رياضت مىپردازد و در پى معلم فاضل و مربى كامل از هر سوى به جستجوى مىپردازد تا آنكه در همان كربلا به خدمت عارفان بزرگ جناب سيد معصوم على شاه دكنى و حضرت نور على شاه اصفهانى و ديگران شرفياب مىگردد و چهرهء مطلوب را در حضرت آنان گشاده مىيابد از قيل و قال مدرسه خود را كنار مىكشد و با شوقى هر چه تمامتر در وادى عشق و عرفان پاى مىگذارد و حلقه ارادت نور على شاه را بر گوش مىكشد و بدنبال آن جناب از كربلا ببغداد مىآيد و از محضر شريفش فيضها ادراك مىنمايد . پس از چندى هواى سياحت آفاق بر سرش مىافتد و براى تحقيق از حال طوايف و رسيدن در هر ديار به خدمت ارباب معارف سفر اختيار مىكند از بغداد به كرمانشاه و عراق و از آنجا به گيلان و سپس بشيروان و مغان و آذربايجان آنگاه بعراق بازگشته در سال 1211 بطهران و از آنجا بخراسان و زابل و كابل مىرسد و مدت 4 سال و كسرى در خدمت حسنعلى شاه اصفهانى كه در كابل مشغول ارشاد بوده كسب فيوضات مىنمايد پس از فوت وى در سال 1216 شروع به سياحت مىكند و از افغانستان ببلاد سند و هند رفته يك سال در سند و 8 سال در هند به گردش مىپردازد و كشمير و مظفرآباد را طى كرده از راه كابل و طخارستان به كشور تركستان و توران رفته پس از گردش آن ديار بخراسان بازگشته سپس بفارس آمده و از آنجا بكشتى نشسته پس از گذشتن از خليج فارس و مشاهده بنادر يمن و بر حبش در بندر جده پياده شده بملك حجاز مىرسد و به اداى مناسك حج و عمره پرداخته سه چهار ماه در مكه مىماند سپس